أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

384

قانون ( فارسى )

دليل چنين حالتى از قرار زير است : 1 - ناخودآگاه و يكهو دست و پا سرد مىشوند . 2 - شكم باد مىكند . 3 - بيمار توان خود را از دست مىدهد و غش مىكند . اگر اسهال از رودهء مستقيم سرچشمه بگيرد - كه همان رودهء ششم است - چندين حالت دارد : 1 - شايد درد همراه داشته باشد كه آن را زحير نامند . درد زحير كشيده مىشود و رودهء راست را لخت مىكند . 2 - ممكن است همراه درد نباشد . - سبب پيدا شدن زحير چيست : - آن هم چند جهت دارد : الف - يا ورم گرم است و ماده‌اى از آن تراوش مىشود . ب - يا ورم سخت هست كه سبب زحير شده است . ج - يا باد است كه زحير را به وجود آورده است . د - يا ماهيچه به سستى رسيده و با زحير مقعد نيز بيرون مىآيد . ه - يا روده مستقيم به كشيدگى مبتلا مىشود و كزاز رخ مىنمايد و ماهيچهء بندآور مدفوع در اطراف مقعد را از كار باز مىدارد . و - ممكن است چيزى شور يا بوركى يا كيموس غليظ يا خلط مرارى در مدفوع داخل شده باشد . ز - يا به پيروى از ديزانترى ( زحير ) آمده است . ح - يا سرما بر رودهء مستقيم اثر گذاشته است . ط - يا بيمار زياد بر جاى سخت نشسته است . ى - يا خلط تندمزاج يا ناسور يا بواسير يا ترك برداشتن يا قرحه و خوره و يا مادهء مدفوع بند آمده است و ريزش نكرده است . اكثرا زحير از خلط مخاطى ( خلمى ) است كه مادهء اسهالى بعد از مخاطى شدن به خراطى تبديل شده و بعد از خراطى چند قطره خون مىآيد . طبيبى گفته است : « ممكن است گاهى در زحير چيزى سنگ‌مانند بيرون آيد » كه جالينوس اين حالت را بعيد مىداند . اكثرا كسانى كه بلغم گنديده دارند به زحير مبتلا مىشوند ؛ زيرا عفونت بلغم يا بلغم عفونى وقتى از رودهء راست ( مستقيم ) مىگذرد اثرى از خود باقى مىگذارد كه بعدا به مادهء لزج آزاردهنده تبديل مىشود . در بعضى حالات بيمار زحير چنان احساس مىكند كه نمك بر پيزىاش پاشيده شده است كه در اين حالت معلوم مىشود مادهء اسهالى بوركى است . دشوارتر و صعب العلاج‌تر زحيرى است كه دنباله‌رو استسقا باشد و يا از بيمارى استسقا بوجود آمده باشد .